الشيخ رسول جعفريان
313
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
اسلام را توسط آنان ، ايمان تلقى نكرده و تسليم شدن ياد كرده است . « 1 » 5 - مسأله حق جوار نيز در برخى شرايط وسيلهاى براى حفظ جان برخى از مسلمانان شد . زمانى كه فردى از يكى از اشراف درخواست حق جوار مىكرد و او مىپذيرفت ، هيچ كس نمىتوانست به او آزارى برساند . گفته شده : زمانى كه بعضى مهاجران حبشه به مكه باز گشتند ، كسانى از آنها كه شرايط را دشوار ديدند در جوار برخى از اشراف مكه در آمدند ، عثمان بن عفان در جوار ابواحيحه ، ابوحذيفة بن عتبه در جوار اميّه ، معصب بن عمير در جوار نضر بن حارث ( يا در جوار ابوعزيز بن عمير برادرش ) و زبير بن عوام در جوار زمعة بن مسعود و ابن عوف در جوار اسود بن عبد يغوث در آمدند . از ميان آنان عثمان بن مظعون كه در جوار وليد بن مغيره در آمده بود ، شرافت مسلمانى را برتر از آن دانست كه در جوار مشرك برود . او با نفى جوار ، شكنجه و آزار را بر خود روا شمرد « 2 » بايد به حق جوار ، حِلْفهاى موجود ميان قبايل ، طوايف و افراد را نيز افزود . « 3 » از جمله اخلاقيات سياسى عرب جاهلى تعهدى بود كه افراد در قبال بيعتِ با رئيس قبيله داشتند ؛ اين تعهد با قبايل همپيمان نيز تا وقتى طرف مقابل اعلام انصراف نكرده بود ، وجود داشت و رعايت مىشد . اكثر كسانى كه مسلمان مىشدند ، با دادن دست بيعت به پيامبر ، حمايت خود را از او اعلام مىداشتند ، اين انعقاد پيمان ( كه موضوع آن نيز در بسيارى از موارد روشن مىشد ) در طى بيست و سه سال ، به دفعات ميان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و اصحاب او تحقق يافت . علاوه بر اين كه تك تك افراد چنين بيعتى با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم انجام مىدادند ، پيمانهايى دسته جمعى مانند « عقبهء اولى » و « عقبهء ثانيه » و « بيعت رضوان » با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم صورت گرفت . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در پيمان « عقبه ثانيهء » دوازده نفر را به عنوان نماينده تعيين كرد و اين بدان معنا بود كه بيعت دسته جمعى آنان در حضور و با شركت دوازده نفر از چهرگان خودشان تحقق يافته است . آنها بايد نقش خود را در عمل به خوبى نشان داده و اين عده پاسخگوى واقعى عمل به اين پيمان باشند . بيعت و اهميت آن نزد عرب اين نتيجه را نيز داشت كه اگر حتى بيعتى ناحق صورت مىگرفت عرب خود را ملزم به حمايت از آن مىدانست . بعدها با تفصيل بيشترى در اين باره سخن خواهيم گفت . « تعصّب » عربى خود جايگاه ويژهاى در نظام اجتماعى قبايلى داشت ، تعصّب نسبت به حفظ شخصيت قبيله ، نشان دادن عكس العمل در حمايت از افراد قبيله ، و در مجموع حفظ روابط قبيلهء خودى . تعصّب ، جداى از روابط قبيلهاى نيز بعنوان يك اصل در سراسر زندگى
--> ( 1 ) . حجرات ، 14 ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 227 ( 3 ) . نهج البلاغه ، نامهء نهم